خواجه نظام الملك الطوسي

28

سير الملوك ( سياستنامه ) ( فارسى )

مىخواهى كه از سر همه بيرون جهى . ترا و برادر ترا گنج از كجا آمد كه پدر شما مردى رويگر « 1 » بود و شما رويگرى « 2 » آموختيد و از اتفاق آسمانى ملك بتغلّب فروگرفتيد و بتهوّر كار شما برآمد و اين گنجها از درم و دينار همه آن است كه از مردمان بظلم و بناحق بستده‌ايد و از بهاى ريسمان گنده‌پيران و بيوه زنان است و از توشهء غريبان و مسافران است و از مال يتيمان و ضعيفان است و جواب هر حبّه فردا پيش خداى عزّ و جلّ شما را مىبايد دادن و بادافراه ايزد و پاداش آن بچشيدن . [ 13 b ] اكنون « 3 » تو بجلدى مىخواهى كه اين مظالم در گردن من كنى تا فردا بقيامت چون خصمان شما را بگيرند كه « اين مال بناحق از ما ستده‌ايد ، بازدهيد » شما گوييد « هرچه از شما ستده‌ايم باسمعيل سپرديم . از او طلب كنيد . » همه حوالت به من كنيد و من طاقت جواب خصمان و خشم و سؤال خداى عز و جل ندارم . » از خداىترسى و ديانت كه در وى بود آن گنج‌نامه نپذيرفت و به دو بازفرستاد و به دنيا غرّه نشد 5 . * * * 22 - راست بگماشتگان اين زمانه ماند كه از بهر دينارى حرام باك ندارند كه ده حرام را حلال گردانند و ده حق را باطل كنند و هيچ عاقبت را ننگرند ؟ حكايت 23 - و هم اين اسمعيل بن احمد را عادت چنان بود كه آن روز كه سرما سخت بودى و برف بيشتر آمدى تنها برنشستى و بميدان آمدى ، تا نماز پيشين بر پشت اسپ بودى . گفتى « باشد كه متظلّمى بدرگاه آيد و حاجتى دارد و او را نفقاتى و مسكنى نبود و چون بعذر برف و سرما ما را نبيند مقام كردن و تا بما

--> ( 1 ) - روىكر PC روكر : N ( 2 ) - رودكرى N : رودكرى PC ( 3 ) - اكنون N - : C و : P